یک رهبر کسی است که به واسطه شخصیت و مهارت های خود ، به دیگران الهام می دهد که بهترین نسخه از خود باشند. در حالی که رهبران ممکن است انواع مختلفی از سبک های رهبری را به نمایش بگذارند ، همه آنها امیدوار هستند که به یک هدف برساند که آن هم این است که موفق به اایجاد انگیزه در تیم  کنند به طوری که منجر به پیشرفت بیشتر و بهبود آن ها شود.

اما یک فرد چطور تبدیل به یک رهبر می شود؟ به طور کلی دو روش برای این کار وجود دارد

  • یا این که فرد به طور ذاتی با ویژگی های ژنتیکی رهبری زاده می شود
  • یا این که به مرور با آموختن و بکار بردن شیوه های رهبری در این امر پیشرفت می کند

اگر احساس می کنید رهبر زاده نشده اید جای هیچ نگرانی نیست. شما می توانید با این اصول که ویژگی های رهبران عالی رتبه است، خودتان به تنهایی رهبری را تمرین کنید. مدیر الهام بخش بودن! یک ویژگی شرکت ها و نهاد هایی است که، همیشه حرفی برای گفتن دارند پس به احترام کسب و کارتان رهبری تان را تقویت کنید.

 

ارتباطات با همه به تناسب ظرفیت ها

همیشه رهبران عالی رتبه دارای یک ویژگی مشترک هستند و آن هم این که، با اطرافیان خود به درستی ارتباط برقرار می کنند. شاید فکر کنید که این کار آسان است اما این کار را از همین حالا شروع کنید. در اتاقی که هستید سعی کنید با همه افراد به تناسب نیازها، ظرفیت ها و چیزهایی که نیاز دارید ارتباط برقرار کنید و سعی کنید رضایت نسبی آن ها را فراهم کنید. مطمئنا کار آسانی نیست اما شدنی است و فقط رهبران عالی رتبه و برتر با تمرین به آن می رسند.

شگرد های ارتباطی که مدیران از آن بهره می برند دارای شاخصه های مختلفی است که آن ها را از دیگران جدا می کند. ارتباط مداوم با همه اعضای تیم به طور موثر یکی از این شگرد هاست.

رهبران قوی

بلوغ اجتماعی و کاری

در حالی که اصیل بودن ، اخلاقی بودن و کاریزماتیک بودن همه مهارت های عالی برای یک رهبر است ، اما یک ویژگی که غالباً از آن غفلت می شود بلوغ است. تصمیم گیری آگاهانه و روشنگری ، مشاوره دادن به توانمندسازی دیگران و امتناع از حاکم کردن احساسات ، همه نشانه های یک رهبر بالغ است. بلوغ راهی برای ایجاد اعتماد است. این مزیت نه با افزایش سن ، بلکه با ذهن آگاهی و پذیرش اشتباهات به عنوان یک پل برای پیروزی ( از شکست ) و برای افزایش مهارت ها، بدست می آید.

 

انعطاف پذیری در شرایط سخت و پیچیده

توانایی تغییر وضعیت و انعطاف پذیر از موقعیت های دشوار برای یک رهبر ضروی است، زیرا این انعطاف پذیری است که به یک تیم اطمینان و امنیت می دهد تا در مسیر خود پیشرفت کنند. عنصر دیگری که مبین انعطاف پذیری است مقاومت پذیری در جهت انعطاف است، و این بدین معنی است که رهبر راه حل های دیگری را تست می کند و تیم را بدان ترغیب می کند. این کار موجب می شود که از درجا زدن و نا امیدی دور شده و به رشد تیم کمک کند.

 

مسئولیت پذیری در تیم بر عهده رهبران آگاه و عالی رتبه است

یکی از ویژگی های یک رهبر عالی رتبه این است که تیم را برای پذیرش مسئولیت هایی راهنمایی می کند. به هر کدام از اعضای تیم کاری واگذار می کند و از در قبال هر کار، از آن ها پاسخ می خواهد. اگر رهبری تا به اینجا پیش برود، و فقط مسئولیت را به گردن زیر دستان بیندازد، یک رهبری تحکمی است. اما یک رهبری عالی و پر طرفدار، کار کسی است که مسئولیت کار و تصمیمات خود را می پذیرد. او حتی خود را ملزم می کند که در مورد اشتباهاتش با تیم صحبت کند و نشان دهد که مسئولیت پذیر است.

 

تشنه یاد گیری باشید

اگر شما یک کارمند جدید باشید ، عطش دانش مهم است ، اما یادگیری برای رهبران نیز مهم است. به عنوان یک مدیر یا مالک ، این مهم است که شما همچنان در مورد صنعت و علایق شخصی خود بیاموزید. تمایل به یادگیری می تواند در هنگام رشد شرکت و مدیریت کارمندان خود مزیتی به شما دهد. به کمک افزایش یاد گیری می توانید به طور مستقیم و غیر مستقیم روی رهبری خود تاثیر بگذارید.

 

سازگاری و تطبیق پذیری را تمرین کنید

این که شرایط کاری بالا و پایین دارد، چیزی است که همه مدیران به آن اعتقاد دارند. اما این که بتوانید در شرایط سخت سازگار باشید و خودتان را با شرایط وفق دهید کار هر کسی نیست. تطبیق پذیری یعنی این که در شرایط بحرانی، کاری می کنید که در جهت اهداف تیم و شرکت و کسب و کار، تغییراتی ایجاد می کنید که همه به سود تیم تمام می شود.

تطبیق پذیری مستلزم این است که بتوانید تیم را برای رویارویی با چیزهایی که از پیش تجربه اش نکرده اند، آماده کنید. البته این کار نیاز به اعتماد به نفس و ریسک پذیری دارد.

 

درک میزان نا امنی برای هر تصمیم

یک رهبر باید شجاع باشد تا بتواند شرایط جدیدی را برای تیم تعریف کند. حتی وقتی که یک رهبر با تمام قوای خود، یک تصمیم اتخاذ می کند، در عین حال، باید بتواند درجه نا امنی سطح دو و سه را هم تشخیص دهد تا دچار غافلگیری نشوند. این گونه رهبر ها با تیم خود در مورد این نا امنی ها و شرایط استثنایی صحبت می کند و مشاوره میگیرد و آن ها را برای مواجه با هر چیزی آماده می کند. این کار بیشتر شبیه به دور اندیشی یک رهبر است.

 

فروتنی را تمرین کنید

یک رهبر، معمولا فردی است که موفقیت یک تیم کاملا به او ارتباط دارد. در چنین حالتی وقتی او به موفقیتی می رسد، می تواند سر شار از فخر و غرور شود. اما رهبری دلخواه تر و دلپسند تر است و مشی او دنبال کردنی تر است که فروتنی را از خود به نمایش بگذارد.

چنین رهبری اینگونه القا می کند که موفقیت او، و تیمش، به خاطر تلاش تک تک اعضای تیم است. رهبری که به این موضوع معترف است، تاثیرات مثبت و مستقیم و غیر مستقیم این کار را به تیم تزریق می کند و بهره برداری بهتری خواهد کرد.

 

سادگی را در راس کار خود قرار دهید

سادگی در رفتار موجب می شود که تیم به شما نزدیک تر باشد و احساس بهتری در مورد شما و تصمیمات شما داشته باشند. وقتی که از هر نظر در دسترس باشید و دارای افکار خاص و فانتزی نباشید دیگران بیشتر تمایل به دنبال کردن شما دارند.

گر بیش از حد پیچیده ، پیشرفته یا فانتزی باشید تیم از شما فاصله می گیرد و این اصلا به نفع تیم و اهداف مجموعه نیست. خاکی بودن تعریف بهتری از سادگی است. همیشه ما افراد خاکی و بی غرور را بیشتر دوست داریم چرا که به فطرت مان نزدیک تر است. معمولا حرف این افراد  برش بیشتری دارد و کلامشان موثر تر است.

 

برای تیم خود مفید باشید

نمونه ای از مفید بودن که در شان روسا و مدیران عالی رتبه است این است که، به اعضای خود بگویید که در کجا نیاز به کمک دارند و شما از پس این کار بر می آیید. معمولا یک رهبر عالی رتبه افرادی را جذب می کند که از پس کار خودشان بر می آیند اما اگر این تشریک مساعی در کار باشد، و کارکنان بدانند مدیر پا به پای ان ها در تلاش است و در جهت بهبود پروژه عمل می کند بهتر می توانند روی کارها سوار باشند و به هدف برسند.

 

شوخ طبع باشید

در مدت زمانی که دارید روی پروژه ای کار می کنید، بهتر است که کمی شوخ طبع باشید. با شوخ طبعی می توانید به راحتی شرایط بحرانی را مهار کنید و از شدت تنش ها کم کنید. اگر شما فردی شوخ طبع باشید کارمندان بیشتر به شما اعتماد می کنند و حاضرند تلاش کنند تا همه چیز به خوبی پیش برود.

شوخ طبعی جو حاکم بر محیط کار و تیم را سبک می کند و موجب می شود همه با انرژی و به راحتی و با آرامش خیال کار کنند و به نتیجه برسند. اگر شما تا کنون نقش یک مدیر تحکمی داشته اید لطفا همین حالا شوخ طبعی را وارد کار خود کنید و نتیجه آن را ببینید.

 

درونگرایی برای رهبران یک مزیت است

بر خلاف تصور غلط رایج ، افراد درونگرا رهبران بسیار خوبی هستند. آنها معقول و مستدام مشغول به مدیریت هستند و توانایی آنها برای تجزیه و تحلیل دقیق هر موقعیتی گاهی می تواند نتایج باورنکردنی به همراه آورد. همچنین ، درونگراها ترجیح می دهند به صحبت کردن گوش دهند ، به این معنی که آنها دیدگاه های مختلفی را در نظر می گیرند و سپس زمان بیشتری را در تفکر انتقادی قرار می دهند.

 

مثبت بودن در کنار واقع گرایی مزیت است

همه فکر می کنند باید در طول کار و مدیریت خود واقع نگر باشند تا ضربه نخورند یا غافلگیر نشوند. اما واقع نگر بودن را به معنی منفی نگر بودن تلقی می کنند. در صورتی که مثبت بودن و تزریق این حس در سراسر تیم می تواند تجربه های بهتر را ارتقا دهد. مثبت بودن به معنی بی توجهی به واقعیت ها نیست.

 

پر اشتیاق باشید

هر جا حسی از اشتیاق به چیزی دیده شده، رسیدن به آن چیز، موضوعی است که به وقوع پیوسته است. مدیرانی که به کار و تلاش و رسیدن به اهداف اشتیاق دارند، این حس مثبت را در سر تا سر سازمان و تیم تزریق می کنند. این اشتیاق مسری است و به راحتی به تک تک اعضا منتقل می شود و نتیجه های عالی به بار می آید.

 

پایداری و ثبات در شرایط بحرانی

داشتن یک رهبر خوب نیاز به ترکیبی از صفات خوب دارد. یک صفت کافی نیست. اما در بین تمام صفات ، من معتقدم که یک رهبر باید هم در احساسات و هم در شور و شوق ثبات داشته باشد. وقتی شرکت با هر مشکلی روبرو می شود ، رهبر کسی است که جمعیت به دنبال آن هستند. پایدار بودن به معنای سرسخت بودن نیست. پایدار بودن بدان معنی است که رهبر ، که پایه و اساس شرکت است ، در هر طوفانی آرام است.

 

با کمک این ویژگی ها می توانید پله پله ویژگی های مدیران عالی را در خود رشد دهید تا جایی که شاهد پیروی زیر دستان تان از خودتان باشید و رغبت و میل را در آن ها مشاهده کنید.

منبع

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *