معمولا هر فردی برای خود یک سال رسمی ( سال شمسی یا میلادی ) یا یک سال غیر رسمی ( هر تاریخی که در آن نیاز به ایجاد تغییرات احساس کند ) دارد! معمولا در سرآمد این سال ها، افراد بیش از هر چیز به بررسی اندوخته های خود، عملکرد خود و نتایج آن در سالی که گذشته می پردازند. اما حقیقت امر این است که آن چه که شما را بیشتر به پیش می برد، این است که بر روی تنظیمات هدف به تناسب توانایی تان برای سال آتی، تمرکز داشته باشید. به عنوان مثال ۷۰ درصد از تمرکز شما روی اهداف باید روی آینده تان مستقر باشد و زیاد از حد درگیر آن چه که گذشت نشوید جز برای این که بتوانید نتایج مثبت برای آینده بگیرید.

هم اکنون که در ابتدای ماه های اولیه سال جدید هستیم، ( یا اگر در شرایطی این مقاله را می خوانید که احساس می کنید نیاز به موفقیت بیشتر دارید ) خوب است که کمی در مورد هدف و تنظیم هدف و اهمیت آن بگوییم تا دست به کار شود و هدف های شخصی برای خود ایجاد کنید.

یک مرور کلی در مورد چگونگی تعیین اهداف

بارها و بارها در این وب سایت و سایت های دیگر در مورد چگونگی تعیین اهداف صحبت کرده ایم و ریز به ریز به آن پرداخته ایم. اما نکته مهم این است که هدف باید:

  1. قابل اندازه گیری
  2. مشخص
  3. مرتبط و متناسب
  4. دارای زمان اجرای محدود
  5. قابل دستیابی

باشد. این چند واژه به صورت لاتین به صورت specific, measurable, achievable, relevant, and time-constrained ذکر می شود که اگر آن ها را مختصر کنیم به صورت SMART یعنی هوشمند در می آید و این یعنی برای داشتن یک هدف هوشمندانه، باید این ۵ ویژگی را برای آن لحاظ کنیم. اگر زبان لاتین تان قوی است می توانید از اینجا شیوه تنظیم هدف را بخوانید.

اما هر کدام از این پنج واژه تعریف های خاص خود را دارند:

تعریف ۵ ویژگی هر هدف در تعیین و تنظیم هدف

مشخص بودن هدف:

مشخص بودن هدف بدین معنی است که هدفی که انتخاب می کنید و می خواهید آن را یادداشت کنید باید قابل اندازه گیری و واضح باشد. از عبارت های گنگ برای تعریف آن نتوان استفاده کرد. مثلا بعضی ها هدف خود را افزایش درآمد و یا کم کردن وزن در نظر می گیرند در حالی که این گزینه ها تعریفی از هدف نیست!

از طرفی باید واضح و شفاف باشد که در آمد شما می خواهد از چه کانالی افزایش پیدا کند. هر بار که بتوانید هدفی که برای خود تعریف کرده اید را با چه؟ چرا؟ چگونه به قسمت های ریز تری تبدیل کنید که مشخص تر و قابل اندازه گیری تر باشند بدین معنی است که نیاز دارید تا هدف و تنظیم هدف را بهتر یاد بگیرید.

اهمیت تنظیم هدف

قابل اندازه گیری بودن هدف:

وقتی که در حال تنظیم هدف خود هستید باید بتوانید نتایج دلخواه خود را ذهنی اندازه گیری کنید. این بخش با قسمت مشخص بودن کاملا به طور موازی عمل می کند. مثلا وقتی که دوست دارید وزن کم کنید، از خودتان بپرسید چقدر؟ این اندازه و کمیتی که مشخص می کنید مشخص می کند که شما هدف دقیق دارید و می توانید برای آن برنامه ریزی کنید. یا این که وقتی قصد افزایش درآمد دارید باید ان موضوع را بیشتر مورد توجه قرار دهید که چقدر قصد افزایش درآمد دارید؟ این افزایش درآمد را برای چند مدت می خواهید؟ ۱ سال؟ ۱ ماه؟ ۱ فصل؟ این میزان درآمد می خواهید چقدر باشد؟ ۱ میلیون تومان؟ ۱۰ میلیون تومان؟ چقدر؟ کمیت را باید مشخص کنید.

قابل دستیابی بودن هدف:

یکی از مهم ترین چیزهایی که موجب شده در طول سال ها مردم را نسبت به اهداف شان نا امید کند این است که هدف هایی انتخاب می کنند که غیر قابل دستیابی هستند! مثلا برای استخدام در شرکتی برنامه ریزی می کنند که باید حداکثر سن ۳۰ سال باشد در حالی که می داند او امسال ۳۰ ساله شده و فرصت کمی دارد! یا مواردی مشابه. پس اطمینان حاصل کنید که دیگران که در شرایط شما بوده اند به چنین هدفی رسیده اند یا نه! اگر رسیده اند هدف بندی و تنظیم هدف برای شما نیز معقول است.

متناسب بودن هدف:

متناسب بودن هدف از آن جا موجودیت پیدا کرده که برای رسیدن به یک هدف بزرگ باید ابتدا آن را به چند هدف کوچکتر تقسیم کنید. به همین دلیل است که معمولا به افرادی که به تنظیم هدف سالانه می پردازند گفته می شود که هدف بزرگ خود را به هدف های ماهانه و هفتگی نیز تبدیل کنید تا دسترسی پله پله به آن ها بتواند شما را به آخرین مرحله برساند. مثلا کسی که قصد دارد، در سال ۱۲ کیلو وزن کم کند، باید مشخص کند که باید در ۱ ماه ۱ کیلوگرم وزن کم کند. بنابراین چنین فردی باید هر هفته حدود ۲۵۰ گرم وزن کم کند! بنظر شما دستیابی به این هدف ساده تر و دست یافتنی تر است یا به یک باره ۱۲ کیلوکم کردن؟

محدود بودن از نظر زمان

برای هر هدفی که دارید باید حتما حتما، زمان بندی داشته باشید. این که بگویید من هدفی دارم که یک روز برای آن تلاش می کنم ( یک روز یعنی گاهی ، بالاخره یک روزی و .. ) بدین معنی است که، هیچ وقت برای آن تلاش نخواهید کرد. بنابراین لازم است که از نظر محدودیت زمانی باید تایم مشخصی برای هدف خود داشته باشید.

حالا که ماهیت هدف را متوجه شدید می توانید شروع کنید و هدف های خود را تکمیل کنید و آن ها را بازنویسی کنید.

اما واقعا نوشتن هدف و تنظیم هدف چرا مهم است؟ اگر فکر می کنید در ذهنتان اهداف دارید و نیازی به دست به قلم شدن و تنظیم هدف ندارید، خوب است ادامه این مطلب را هم بخوانید.

چرا تنظیم اهداف در زندگی مهم است؟

تنظیم اهداف به شما جهت دهی می کند

وقتی که به تنظیم اهداف به صورت یاد شده با ۵ ویژگی مهم آن می پردازید در حقیقت متوجه می شوید که برای هر هدف باید چقدر تلاش کنید. مثلا وقتی می خواهید ۲۰۰ گرم از وزن خود را کم کنید می توانید به دقت محاسبه کنید که چه مقدار کالری موجب می شود که من وزن زیاد کنم یا کاهش چه مقدار مواد غذایی از چه نوعی موجب می شود که ۲۰۰ گرم کاهش وزن داشته باشم. با این حساب می توان فهید که چه مسیری را اگر در پیش بگیری، دقیقا به هدف می رسی یا نمی رسی.

وقتی هدف شفاف و قابل اندازه گیری است، و راه های رسیدن به آن جلوی روی شما است، بیشتر انگیزه دارید تا برای ان تلاش کنید چرا که نتیجه را جلوی چشم خود می بینید.

 

با تنظیم اهداف راه پیشرفت قابل پیگیری می شود

تنظیم اهداف به طور دقیق به شما کمک می کند تا متوجه شوید که، واقعا در رشد شخصی و کاری خود در چه شرایطی واقع شده اید! می توانید مشخص کنید که برای رسیدن به هدف مورد نظر، دقیقا چقدر کار مورد نیاز است و چقدر تلاش نیز باید انجام شود. مثلا اگر زیاد از حد کالری دریافت کرده اید می توانید با یک محاسبه ساده بسنجید که چقدر ورزش نیاز دارید تا این کالری اضافه را بسوزانید و به صورت نرمال به پیشرفت خود کمک کنید.

وقتی به برنامه اهداف خود، و عملکرد خود نگاه می کنید می توانید تفاوت ها و تناسب ها را درک کنید و برای جلوگیری از افراط و تفریط اقدام کنید. اقدام هایی که دقیقا مشخص هستند و شما آن را پذیرفته اید.

 

تنظیم هدف مسئولیت آور است!

وقتی هدفی را روی کاغذ می نویسید و برای آن برنامه ریزی می کنید بدین معنی است که شما در حال اجرای برنامه ای هستید که به خیال خود آن را چنان ساده کرده اید که از پس آن بر می آیید. معمولا وقتی که متوجه می شوید که برای برنامه خود تلاش نمی کنید، باید بدین مرحله برسید که یا برنامه خود را از حالت سخت درآورید و آن را تقسیم کنید و یا این که، با خودتان کنار بیایید و خودتان را به چالش بکشید. معمولا رسیدن به هدف کار آسانی نیست، هر چند خیلی هم سخت نیست. اما اگر به دنبال شیوه های ساده برای رسیدن به هدف هستید و می خواهید برنامه تان انقدر ساده باشد که سریع به آن برسید، احتمالا هدف شما و برنامه ای که در ذهن دارید منطقی به نظر نمی رسد.

ایجاد انگیزه نیز به شما کمک می کند که بر سختی شروع هدف بندی و اجرای برنامه فائق آیید و بتوانید هدف ها را به پیش ببرید.

وقتی که شما اقدام به تنظیم هدف می کنید، نمی توانید به خودتان دروغ بگویید. وقتی که در امر هدف با خودتان واگویه های صادقانه داشته باشید متوجه می شوید که:

  1. شما در حال انجام اقداماتی هستید که مطابق برنامه، شما را به هدف نزدیک تر می کند و کمک می کند به هدف مورد نظر برسید
  2. شما اقداماتی انجام می دهید که مطابق برنامه هستند اما شما را به هدف نزدیک نمی کنند و موجب نمی شود که به هدف برسید! این ها نشانه هایی از یک برنامه غیر واقعی است.
  3. شما اقدامات لازم برای رسیدن به هدف های خود را انجام نمی دهید و پیش نمی روید.
  4. شما نمی توانید بهانه تراشی و عذر تراشی های مبهم برای کم کاری های خود داشته باشید.

به هر حال وجود یک برنامه می تواند شما را مدیریت کند تا با دیدن نتایج بفهمید که عملکردتان درست بوده و محاسبات تان به خوبی انجام شده یا نه!

 

تنظیم هدف به انگیزه بیشتر شما کمک می کند

وقتی که شما هدف دارید، با طی کردن اولین گام آن، و دیدن نتیجه آن هر چند هم کوچک باشد امیدی در دلتان می درخشد و می توانید رسیدن به هدف اصلی را در ذهن خود، پدیدار کنید. این انگیزه کوچک موتور محرک شما برای تلاش بیشتر است. معمولا برای رسیدن به هدف های بزرگ باید انگیزه های خیلی بزرگ داشت. اما توجه کنید که وجود ریز هدف ها و انگیزه های کوچک شما را در مسیر نگه می دارد.

حقیقت امر این است که اولین چیزی که شما را به ایجاد هدف و تنظیم هدف سوق می دهد، انگیزه ای است و شوقی است که در پس رسیدن به هر هدف برای تان بوجود می آید. وقتی لذت رسیدن به هدف را در ذهن تداعی می کنید انگیزه های زیاد نیز در شما شکل می گیرد.

مثلا وقتی تصمیم گرفته اید که در سال ۱۲ کیلوگرم وزن کم کنید، تصور این که ۱۲ کیلو لاغر شده اید به شما انگیزه ای عالی می دهد، اما همین که همین هفته گذشته ۲۵۰ گرم کم کرده اید، حسابی به شما انگیزه می دهد که برای هفته بعدی نیز تلاش کنید. هر چند این انگیزه کوچک است اما موتور شما را برای پایداری در هفته بعد نیز روشن نگه می دارد. تا به این جا به اهمیت قابل اندازه گیری و تناسب و تقسیم بندی هدف پی برده اید؟

 

تنظیم هدف سد ذهنی شما را می شکند

برای تمامی پیشرفت های بشر، سد های ذهنی مختلفی به صورت  تعویق، اولویت های نامناسب و کمال گرایی  تعریف شده که همیشه مانع از این می شود که برای پیشرفت گام برداشت. معمولا هدف هایی که ذهنی هستند هر چند فرد را به تلاش بکشند، با یک سری سد  های ذهنی متوقف یا کند می شوند.

وقتی که شما هدف خود را دقیقا روی کاغذ بیاورید و این ۵ ویژگی را برای آن در نظر بگیرید، قطعا می توانید جلوی سد های ذهنی و فریب های ذهنی خود را بگیرید و کاری کنید که تلاش کنید تا به موفقیت برسید.

مثلا وقتی که شما تنظیم کرده اید تا به پیشرفت کسب و کار خود کمک کنید، اما متوجه می شوید که بیشتر وقت خود را مشغول وب گردی یا فیس بوک و اینستاگرام هستید می توانید متوجه شوید که علت عدم موفقیت شما غیرواقعی بودن هدف نیست بلکه تنظیم زمان تان به هم خورده و فعالیت هایی دارید که در هدف تان هیچ پیشرفتی ایجاد نمی کند.

اولویت بندی های درست که به تناسب هدف بندی و تنظیم هدف ایجاد می شود به شما کمک می کند به هدف های مهم زندگی خود برسید و از آن احساس رضایت داشته باشید.

 

تنظیم اهداف به شما کمک می کنند تا آنچه را که واقعا می خواهید انجام دهید

دو صد گفته چون نیم کردار نسیت. اگر یک هدف وجود دارد که هر ساله تعیین می کنید و هرگز موفق به انجام آن نمی شوید یا حتی نمی توانید از آن عبور کنید، باید یک گام به جلو بروید و اولویت هایتان را ارزیابی کنید.

چیزهای زیادی هستند که همیشه مردم می گویند که آن ها را می خواهند یا باید آن را انجام دهند اما هر سال این حرف را می زنند و هیچ اقدامی در مورد آن نمی کنند.

مثلا شاید شما دوست داشته باشید که یک کار خوب و پر درآمد در منزل داشته باشید! خب در این شرایط باید دو پیش زمینه داشته باشید:

  1. بتوانید مدت زیادی در روز با لپ تاپ و سیستم خود همراه باشید
  2. با شرکت هایی صحبت کنید که به شما فرصت دور کاری دهند

برای رسیدن به هدف دورکاری، باید اول این دو گزینه اول را فراهم کنید. اما اگر فقط این کار را دوست دارید و بدون هیچ تلاشی برای آن، در آرزوی آن مانده اید، نشان از این دارد که هدف بندی های تان دچار مشکل است.

گاهی علت این که شما به هدف هایتان نمی رسید این است که بسیاری کار روی سر خود بار کرده اید و موجب می شوید که بدون اولویت بندی درست هر کدام را که بخواهید انجام دهید. این جا افراط و تفریط در پیشبرد اهداف رخ می دهد و موجب می شود که پرونده برخی اهداف برای همیشه بسته بماند.

 

انتهای هر سال برای تنظیم هدف بهترین زمان است

وقتی که پایان یک سال می رسد، شما می توانید متوجه شوید که برای برنامه های خود چقدر تلاش کرده اید و از هر میزان تلاش چقدر نتیجه دیده اید. می توانید به تناسب تلاش ها و نتایج گذشته خود، برنامه های تان را به پیش ببرید و برای سال بعد برنامه ریزی و تنظیم هدف کنید.

اگر احساس می کنید برنامه ای که در سال قبل بسته بودید، برای شما سنگین بوده، امسال در صدد جبران نباشید چرا که امسال هم با خودتان سر و کار دارید. بهتر است که برنامه را سبک کنید و مدت رسیدن به هدف مشخص را زیاد تر کنید تا بتوانید از پس آن برآیید.

اشتباهی که بسیاری از افراد دارند این است که وقتی به هدف خود در سال نمی رسند کم کاری ها را برای سال بعد قرار می دهند و برنامه خود را فشرده تر می کنند و این کار به عقب گشت بیشتر آن ها می انجامد و در طول سال ها به فردی تبدیل می شوند که ادعا دارند هدف دارند اما به هیچ جا نمی رسند چون شانس ندارند! و این یک کج فهمی بیشتر نیست.

حالا که هنوز در ابتدای سال هستیم و البته فرقی ندارد در چه ماهی از سال هستیم، برنامه ریزی کنید و هدف ایجاد کنید و تلاش کنید تا هدف های تان را خرد کنید و برای تلاش های کوچک خود برنامه ریزی کنید. این کار کمک می کند کم کم به آن چه که می خواهید برسید و با انگیزه های کوچک به هدف های بزرگ برسید.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *